سيد علي اكبر قرشي

59

قاموس قرآن ( فارسي )

حيض مىپرسند بگو : آن چيز پليد و ناپسندى است از زنان در زمان حيض كناره كنيد ( مقاربت نكنيد ) و اين در صورتى است كه محيض اول را خون حيض و دوم را اسم زمان بگيريم چنان كه در « حيض » خواهد آمد در مجمع « اذى » را از قتاده و سدّى ، قذر و نجس نقل فرموده است . و بقولى : آن اذيت و زحمتى است براى زنان . در تفسير الميزان ذيل آيهء فوق فرمايد : اذى بمعنى ضرر نيست گر چه بعضى گفته‌اند زيرا نميشود با نفع مقابل كرد و گفت : نفع و اذى چنان كه گفته مىشود : نفع و ضرر . پس معنى آن چيز ناپسند و يا آزار است و گاهى بوجهى بر ضرر منطبق مىشود . ارب : حاجت . از اين ماده فقط دو بار در قرآن آمده است و هر دو بمعنى حاجت و نياز است . يكى * ( « أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ » ) * ( نور 31 ) كه گفته‌اند : مراد كسانى هستند كه بنكاح حاجت و نياز ندارند . ديگرى در آيهء * ( « وَلِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى » ) * ( طه 18 ) كه موسى به خدا عرض كرد : مرا در آن عصا حاجتهاى ديگرى است . در مجمع البيان گويد : مآرب يعنى حوائج مفرد آن مأربة است . راغب گفته : ارب احتياج شديدى است كه در دفع آن بحيله متوسل شوند در لغت معانى ديگرى هم دارد ولى در قرآن مجيد به كار نرفته است . در نهج البلاغه خطبهء 203 فرموده : « و الله ما كانت لى فى الخلافة رغبة و لا في الولاية اربة » . ارض : اين كلمه كه مراد از آن زمين ماست 461 بار در قرآن آمد است ، امّا هميشه بلفظ مفرد ، در روايت و نهج البلاغه بلفظ جمع ( ارضون ، ارضين ) نيز آمده است ، شايد آن در آخر بحث ، بررسى شود . امّا اينكه در قرآن مجيد همواره مفرد آمده ، باحتمال قوى علتش آن است كه آنچه غير از زمين است نسبت بما آسمان محسوب مىشود مثلا مرّيخ گر چه في حدّ نفسه ، يك كره و زمين است ولى نسبت بما